تبليغاتX
حقوق بشر و فردگرایی ( بهزاد مهرانی)
لیبرالیسم راه رهایی از جمود و انحصار گرایی

 

این گزارش را می توانید در سایت روز آن لاین بخوانید.

‏"مثل خوره به جان روحانيت افتاده اند"

افرادي چون خوره به جان روحانيت افتاده اند.‏‎" ‎اين بخشي از سخنان چهار شنبه شب هاشمي رفسنجاني ‏‎ ‎در مراسم ‏گراميداشت آيت الله صدوقي است که به دنبال گستردگي حملات به روحانيت مطرح شد. پيش از وي‎ ‎آيت الله مکارم ‏شيرازي نيز با تاکيد بر اينکه "آنهايي که به دنبال خانه نشين شدن‎ ‎مراجع هستند، اين آرزو را با خود به گور خواهند ‏برد" به حمله همفکران دولت نهم به روحانيت پاسخ داده بود.‏

دنباله را در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
Balatarin + نوشته شده در  2008/9/15ساعت 12:17  توسط بهزاد مهرانی  | 

 

من اینجا بس دلم تنگ است

خیلی دلم گرفته است.واژه ها مقابلم رژه می روند.صدای دلنشین خانم فائقه آتشین (گوگوش) بر این دلگرفتگی می افزاید.پدرم بیمار است و نمی دانم چقدر امید به زنده ماندنش هست.نمی دانم. درونم تنهاست. بی کس است. من دلم سخت گرفته است. من به تنگ آمده ام از همه چیز. شب ها نمی توانم بخوابم. تا صبح بیدارم. شده ام جغد. الان ساعت سه و نیم بامداد است. و غم های همه عالم بر سرم هوار شده است. چه درونم تنهاست. شب است و نمی توان هوار کشید. نمی توان فریاد زد. شام دیجور است. آنقدر خود را در خانه حبس کرده ام که گویا سال هاست زندانی ام. تنها لذتم همین اتاقم است که به آن پناه می برم. پر است از کتاب و فیلم و موسیقی. پر از دوستانی که هر شب تا صبح با آنان زمزمه می کنم غم درون خویش را. دوستانی متفاوت بلکه متضاد. مولانا رفیق همه ی شب های من است. گاهی با پوپر و هایک و آیزایا برلین نزاع می کند. مولانا گاهی پیروز می شود و گاهی دست ها را به نشان تسلیم بالا می برد.همیشه در این اتاق غوغا بر پاست. مانند درونم پر تلاطم است. عادت به سخن گفتن از غم های درون ندارم. زخم های هر کس سرمایه ی اوست. اما امشب برای اولین بار است که در این فضای مجازی می نالم. می گریم. به سراغ مولانا هم می روم. اما تسکین نمی یابم. تئوری رقابت و بازار آزاد و دست نامرئی هایک و آدام اسمیت هم گره ای از من نمی گشایند. درونم را نمی توانم به قاعده ی ابطال پذیری پوپر  بسپارم. چه کنم با این تنهایی درونم؟ دل ز تنهایی فریاد دارد. خدایا کو همدمی؟کو مرهمی بر این همه زخم درون؟ نالیدن از غم ها را دوست ندارم. اما امشب مرا چه شده است؟نمی دانم.فقط می دانم دلم می خواهد هواری بزنم. افسوس که شب تیره و تار است و آدمیان در خوابند.خود را به های های گریه می سپارم...زمستان است..

Balatarin + نوشته شده در  2008/9/14ساعت 3:48  توسط بهزاد مهرانی  | 

 

تاریخ بشر پر است از مثال مدعیان زهد و تقوی که پشت نقاب پرهیز کاری دامنه دارترین فسادها را تدارک می دیده اند، همیشه در طول تاریخ "حافظ" هایی وجود داشته اند که پرده از ریا و تزویر این زهد فروشان بر کشند و تمامی زشتی اعمالشان را بر آب افکنند که:

واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند/چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

 جامعه ی ایران طی دهه های اخیر بیش از هر زمان دیگری با پدیده ی ریا و دورویی و نفاق مواجه بوده است، گسترش تعداد زهد فروشان تا گلو در فساد و تباهی غرق شده از جمله ویژگیهای این چند دهه بوده است، افرادی که با ریا و چاپلوسی و به پاداش تملق گویی و شخصیت فروشی به مناصب دولتی و امنیتی و انتظامی می رسند و بعد مقام خویش را ابزاری برای ارضای شنیع ترین تمایلات بیمارگونه می کنند تا زنان بی گناه را به نماز جماعت عریان وادارند و دختران بی پناه را در کمیته های انضباطی و حراست دانشگاهها به تسلیم در برابر خواستهای نامشروع وادار کنند، آنها که روابط آزاد و انسانی را بر نمی تابند و به شدت عقوبت می کنند خود در تاریکخانه هایشان تجاوز و هتک حرمت دختران مظلوم ایرانی را سرلوحه ی عمل قرار می دهند.

جای بسی تأسف است که در چنین شرایطی افشا گران رسوایی اخلاقی یکی از مدیران منصوب دولت اسلامی نهم که اندک نوری بر تاریکخانه ی فساد و سیه کاری حکام زهد فروش افکندند به عقوبت گرفتار شده اند و مأمور خاطی به مدد صیغه نامه از چنگ عدالت گریخته است، اقدام "حافظ" وار یاران دبستانی در زنجان در افشای زشتی و پلیدی اعمال مسئول کمیته ی "انضباطی" اکنون با واکنش سخت "محتسبان مست" مواجه شده است. دختر قربانی 42 روز بازداشت می شود، حسن جنیدی، آرش رائیجی، پیام شکیبا، بهرام واحدی و سورنا هاشمی به علاوه ی استادی که هتک حرمت دانشجویش را بر نتابیده به زندان می روند و در عوض آن مسئول متجاوز در کنف حمایت مقامات وزارت علوم از همه چیز تبرئه می شود، این ننگ اما با هیچ رنگی پاک نمی شود؛ پخش گسترده ی فیلم این رسوایی ، مصاحبه ی دلیرانه ی سورنا هاشمی پیش از بازداشت و پایمردی و استقامت دیگر دانشجویان بازداشتی از هم اکنون سناریوی لاپوشانی این رسوایی اخلاقی مدعیان اخلاق و تقوی را با شکست مواجه کرده است.

دانشجویان دانشگاه زنجان همچنان به تاوان جسارتشان در مبارزه با سوء استفاده ی جنسی از زنان و مقابله با خشونت جنسی کارکنان دانشگاه علیه دختران دانشجو در زندان به سر می برند.

 اکنون قریب به یک ماه از بازداشت دوست عزیز و شجاعمان سورنا هاشمی می گذرد. سورنا و دوستانش شجاعانه به استقبال خطر رفتند و در روز واقعه از عقوبت کار نترسیدند. طیفهای مختلف جنبش دانشجویی، سورنا هاشمی و دیگر دانشجویان زنجانی و استاد در بند شده را تنها نخواهند گذاشت، ما آنها را فراموش نمی کنیم و خود را در کنار آنها و شانه به شانه شان در این مبارزه ی خطیر علیه تبعیض و فساد و استبداد احساس می کنیم؛ نامشان زمزمه ی نیمه شب مستان باد/تا نگویند که از نام فراموشانند

دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران ضمن اعلام حمایت قاطع از مبارزات برحق و مسالمت آمیز دانشجویان دانشگاه زنجان، خواهان آزادی سورنا هاشمی و همه ی دانشجویان بازداشتی هستند.

 ما همچنین از مسئولین قضایی و دولتی موکداً تقاضا می کنیم که بر پیمانی که با دانشجویان بستند استوار باشند و ضمن آزادی دانشجویان در بند، مسئول خاطی را به سزای اعمال غیر انسانیش برسانند و دست از حمایت از افراد فاسد و بی اخلاق بردارند. به امید آزادی همه ی دانشجویان زندانی و به امید اول مهری با شکوه برای جنبش دانشجویی.

دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران

Balatarin + نوشته شده در  2008/9/8ساعت 11:47  توسط بهزاد مهرانی  | 

 

این مطلب در نشریه ی وزین راهبرد منتشر شده است.

حرمت ماه رمضان و حرمت آزادی انسان

نیروی انتظامی جمهوری اسلامی با صدور اطلاعیه ای در آستانه ماه مبارک رمضان،مواردی را برای تعظیم شعائر دینی و حفظ حرمت این ماه یاد آور شد. به گزارش ایسنا، در این اطلاعیه آمده است: مراکز پذیرایی مستقر در داخل شهر در ماه مبارک رمضان به هیچ وجه حق فعالیت در طول روز ( اذان صبح تا اذان مغرب) را ندارند. ( روزنامه کارگزاران شماره 578.یکشنبه 10 شهریور 1387)

روزه گوید کرد تقوا از حلال 

در حرامش دان که نبود اتصال

" روزه،در قران کریم صوم نامیده می شود این واژه در لغت به معنی امساک از هر گونه فعلی است و در اصطلاح فقهی به مجموع امساک های خاص در زمان معینی اطلاق می گردد و در زبان فارسی به جای صوم قرآنی لفظ "روزه" به کار رفته است." (1)

هر سال در ابتدای ماه رمضان بخش نامه ها و تهدید واره هایی از سوی نهاد های حکومتی صادر می شود با ابن گونه عناوین که با کسانی که در ملاء عام روزه خواری می کنند برخورد های شدید و غلاظ صورت می گیرد. تمامی رستوران ها و اغذیه فروشی ها موظفند که در این ماه، جهت رعایت حال روزه داران،کرکره ها را پایین کشیده و از فروش مواد خوراکی امتناع ورزند. در کوی و برزن ،محله و خیابان هیچ کسی حق ِ خوردن و آشامیدن ندارد. برای این نهی دلایل ِ متعددی ذکر شده است. اول این که روزه خواری، گونه ای تظاهر به بی دینی است. با زبان حال و قال، بیان این امر است که "من" باور ِ دینی ندارم و یا لا اقل به دین اسلام باوری ندارم. – حال این "من" می تواند شامل افراد بیمار، مسافرین که از لحاظ شرعی بر آنان در زمان سفر روزه واجب نیست، زنانی که در ایامی از لحاظ فیزیولوژیک روزه برایشان وجوب شرعی ندارد و ... هم باشد _

دوم اینکه همه افرادی – که به هر دلیلی روزه دار نیستند – در یک جامعه ی اسلامی موظفند به دلیل ِ رعایت حال روزه داران، تظاهر به امساک کنند تا دیگرانی که روزه دار هستند ،آسان تر بتوانند این فریضه ی مذهبی ِ خود را به جا آورند و به قولی دچار ضعف و تشویش و وسوسه نشوند تا امساک بشکنند.

در مورد تظاهر به دینداری و یا بی دینی، یک حکومت سکولار - که مبتی بر ایدئولوژی ِ خاصی نیست – بی طرف است. در نزد ِ یک حکومت غیر دینی (و نه ضد دینی) مسجد و میخانه یکی است. روزه دار و بی روزه تفاوتی ندارند و از حقوق یکسان بر خوردارند . همانگونه که کسی را نمی توان به اکراه و اجبار از امساک در این ماه بر حذر داشت، نمی توان کسی را نیز وادار به امساک از خوردن و نوشیدن نمود. هر کس در بیان آرا و عقاید و زیستن و عمل نمودن بر اساس آن آزاداست. اگر مومنی با امساک خود معترف به دینداری خویش است، دیگرانی نیز با خوردن و آشامیدن از ضمیر خود گواهی می دهند و شاهد می آورند که به دین خاصی باور ندارند – آنهایی که عذر شرعی دارند به این گروه تعلق ندارند- که فعل و قول ِ انسان گواهان ضمیر آمده اند.

فعل و قول آمد گواهان ضمیر / زین دو بر باطن تو استدلال گیر

در جامعه ی آزاد ، مومن و غیر مومن به یک اندازه حق دارند تا باطن خود را بر آفتاب افکنند و هر دو حق دارند که آزار نبینند، ویکی قدر نبیند و دیگری غدر.

در مورد استدلال دوم:

در باور دینداران فوائد بسیاری برای روزه ذکر شده است که عاید حال روزه دار می شود: سلامتی جسم، دوری از گناه، همدردی با گرسنگان و محرومان و ... . رسانه های ارتباط جمعی ما تبلیغ می کنند که در این ماه اعمال خلاف قانون وگناه کمتر رخ می دهد و مردم، بسیار بیش تر از گذشته رعایت حال همنوعان به جا می آورند. کتاب مقدس مسلمانان، قرآن، هدف از روزه داری را تمرین خویشتن داری می داند. " ای کسانی که ایمان اورده اید،روزه بر شما مقرر شده است،همان گونه که بر کسانی که پیش از شما (بودند) مقرر شده بوده، باشد که پرهیزگاری کنید." (2)

" در خصوص روزه، همین برگشتن آثار اطاعت به انسان را در جمله ی (لعلکم تتقون) بیان کرده، می فرماید: فایده روزه تقوا است و آن خود سودی است که عاید خود شما می شود و فایده داشتن تقوا مطلبی است که احدی در آن شک ندارد،چون هر انسانی به فطرت خود این معنا را درک می کند،که اگر بخواهد به عالم طهارت و رفعت متصل شود، و به مقام بلند کمال و روحانیت ارتقا یابد،اولین چیزی که لازم است بدان ملتزم شود این است که از افسار گسیختگی خود جلوگیری کند و بدون هیچ قید و شرطی سرگرم لذت های جسمی و شهوات بدنی نباشد و خود را بزرگتر از آن بداند که زندگی مادی را هدف بپندارد." (3)

هدف از روزه داری آموختن و تمرین ِ خویشتن داری است. " این حکمت اصلی برتر روزه است – نه برای رنجور داشتن جسم تا خشم خدا یا خدایان را فرو نشاند که یهود و بعضی مشرکان می پنداشتند، و نه برای احساس همدردی با گرسنگان و تساوی با آنان که بعضی روشنفکران می پندارند. روزه هر چه آثار و فواید بدنی و اجتماعی دارد در طریق تقوا است نه حکمت اصلی آن." (4)

آری، هدف از روزه را تمرین خویشتن داری دانسته اند. و حال  یکی از براهین دین ِ دولتی و دولت دینی این است که اگر کسانی روزه خواری کنند، در خویشتن داری ِ مومنان خلل ایجاد می شود و آنان قدرت ِ امساک از دست می دهند. و این به باور این قلم یک استدلال چوبین است که با اندک تلنگری می شکند.

                                            ******

تقوای ترس ، تقوای معقول و مقبولی نیست. ارزش خویشتن داری ها در محیط های آزاد رخ می نمایند، آنجا که دیگرانی که به این روش ها و منش ها باور ندارند آزاد باشند که بخورند و بیاشامند و دیگرانی که باور مند هستند امساک  ورزند. صدور بخش نامه های دولتی از بالا و افراد غیر باورمند( یا معذوران شرعی) را تهدید به بازداشت و مجازات کردن، خواستار یکدست سازی جامعه است و هر گونه خواسته ی یکدست سازی در دنیای متلون کنونی که هر کس را باور و عقیده ای است، از پیش مقرون به شکست است. دیگران آزادند که هر گونه که باور دارند، عمل کنند و روزه نگیرند همچنان که مومنین آزادند آنگونه که صواب و ثواب گمان دارند رفتار کنند.

                                           ******

دینداری اضلاع گوناگونی دارد.نوعی از دینداری، دینداری عارفانه است که خود را چندان مقید و نیازمند به فعل و قول برای گواهی دادن از ضمی،نمی داند. این نگاه ، احکام دینی را گواهی دادن از اعتقاد می شناسد. آنکه در ضمیر به چیزی باور دارد، در فعل و گفت ِ خود آن را به نمایش می گذارد.

این نماز و روزه و حج و جهاد

خود گواهی دادن است از اعتقاد

این زکات و هدیه و ترک حسد

هم گواهی دادن است از سر خود

خوان و مهمانی پی اظهار راست

کای مهان ما با شما گشتیم راست

هدیه ها و ارمغان و پیشکش

شد گواه آنکه هستم با تو خوش

هر کسی کوشد به مالی یا فسون

چیست دارم گوهری در اندرون

گوهری دارم ز تقوا یا سخا

این زکات و روزه در هر دو گواه (5)

اما گروهی از اولیا و بر جسته گان هستند که ضمیر پاکشان چندان نیازمند گواهی نیست:

حاجتش ناید به فعل و قول خوب

اخذ روهم هم جواسیس القلوب (6)

این گواه فعل و قول از وی بجو

کاو به دریا نیست واصل همچو جو (7)

                                                   ******

در این مقال سخن بر سر انواع دینداری ها نیست.تمام سخن این نوشته آن است که نا باورمندان به دین و یا برخی از مناسک آن همچنان باید آزاد باشند که باورمندان و مومنین و اصولا حکومت ها باید موضعی بی طرف داشته باشند و وارد این  منازعات ِ دینی نشوند.

 

1.دانشنامه قرآن (قران پژوهی)  به کوشش بهاء الدین خرمشاهی جلد اول ص 1127

2.سوره بقره آیه 183  ترجمه استاد محمد مهدی فولادوند

3.تفسیر المیزان  تالیف   علامه طباطبایی  مترجم محمد باقر موسوی همدانی  ج 2 ص 9

4.پرتوی از قران   سید محمود طالقانی ج 1 و 2 ص 62

5. مثنوی  دفتر پنجم ابیات (183 تا 188) تصحیح نیکلسون

6. اشاره به این عبارت است که برخی آن را حدیث می دانند: اخذروهم فانهم جواسیس القلوب: و بر حذر باشید از اینان که همانا ایشان اند جاسوسان دل ها.( شرح مثنوی – کریم زمانی دفتر دوم ص 1384

7.مثنوی تصحیح نیکلسون دفتر پنجم ابیات 240 و 241)

Balatarin + نوشته شده در  2008/9/4ساعت 2:55  توسط بهزاد مهرانی  | 

 

این مصاحبه در سایت ادوار تحکیم وحدت منتشر شده است.

مصاحبه ی من با (INA) - آژانس ایران خبر

مصاحبه اختصاصي آژانس ا يران خبر با آقاي بهزاد مهرانی
آقاي مهراني با تشكر از شما كه وقتتان را به ما داديد اولين سوال از شما اين است كه :

آيا جنبش دانشجويي براي شروع سال تحصيلي طرح مشخص اعتراضي بر عليه همه اعمال حكومت در روزهاي تعطيل ندارد؟
ج: در نبود احزاب مستقل و آزاد، سندیکا ها،مطبوعات و رسانه های آزاد و ... گویا قرار است تمام مسئولیت ها بر دوش جنبش دانشجویی باشد. به دلیل این کمبود ها ، سطح توقعات از این جنبش بسیار بالاست،در صورتی که این جنبش، همچون جنبش های دیگر از قبیل زنان،کارگران،معلمان و ... با مشکلات عدیده ای رو به روست.با تمام این توصیفات،جنبش دانشجویی همواره در برابر استبداد و تبعیض و اجحاف ایستادگی کرده است و راه خود را به پیش برده است. همانطوری که برخی از اعضای دفتر تحکیم وحدت گفته اند: این بگیر و ببند های تابستان – که دانشگاه تعطیل است- را در مهرماه تلافی خواهند نمود.اما بر نامه ی مدون از سوی دانشجویان به دلیل نبود تریبون کافی چندان مشخص و از پیش اعلام شده نیست.

آزادكردن يكسري از دانشجويان و دستگيري دانشجويان ديگر كه همگي بدون توجيه و دلايل سياسي ويا قضايي است چه هدفي را دنبال ميكند؟
ج:همواره دستگیری دانشجویان در برابر آزاد کردن ها دارای کثرت بالایی بوده است.ایجاد فضای رعب و وحشت در بین فعالان دانشجویی و سایر جنبش ها از اهداف اصلی این دستگیری هاست.از آنجا که ذات انسان هزینه ها و فایده ها را می سنجد. تحمیل هزینه ی بسیار به فعالان،به باور حاکمیت می تواند در برابر حرکت های آزادی خواهانه مانع ایجاد کند.

اينكه اخيرا” دولت در تفهيم اتهامات دانشجويي حركات آنها را به نيروهاي برون مرزي واتهامات واهي ربط ميدهد چه دليلي دارد ؟
ج:در وابسته دانستن حرکات دانشجویی و ... به خارج از کشور و نیروهای برون مرزی دو هدف عمده تعقیب می شود.1.منقطع ساختن ارتباطات فعالین داخل و خارج کشور و تبلیغ تئوری توطئه،که در پشت هر ارتباطی با بیرون از مرزها توطئه ای نهفته است.2.و به واسطه ی این توهم توطئه و تابو ساختن هر گونه ارتباط بین ایرانیان داخل و خارج کشور،اخبار داخل به فعالان بیرون مرز ها انتقال داده نشود.

اينكه يكسري از فعالين دانشجويي شروع به انتخابات شوراهاي خود كرده اند موجب خشم دولت شده است آيا اين انتخابات هدف مشخصي را دنبال ميكند ؟
ج: هدف از برگزاری این انتخابات دانشجویی این است که افراد فعال و دارای توانایی بالا، شناخته شوند و به صورت دموکراتیک بالا بیایند تا از توانایی آنها استفاده شود و در نتیجه ارتباطات دانشجویان گسترده تر شود که این مهم خشم دولت را بر انگیخته است و دولت سعی در بهم زدن این گونه انتخابات دانشجویی داشته که تا حدودی نیز موفق بوده است.هشیاری دانشجویان می تواند این مشکلات را بر طرف سازد.

نظر شما در مورد تعويض اساتيد و روساي دانشگاه ها و بازنشسته كردن بي دليل و زودرس خيلي از استادان از طرف حكومت به چه دليل است ؟
ج: البته نمی توان گفت که همه ی این بازنشسته کردن ها سیاسی بوده است.اما تنگ کردن فضای تحقیق و تدریس آزاد در دانشگاه ها خصوصا در رشته های علوم انسانی،که از آن به عنوان انقلاب فرهنگی دوم نام می برند با این اخراج و یا بازنشسته کردن ها ربط وثیق دارد. در این سالها بسیاری از استادان ممتاز دانشگاه ها،علی الخصوص در رشته های انسانی به بهانه های سکولار و لاییک بودن این اساتید اخراج و یا بازنشسته شده اند و سعی شده است که جای انها را با اساتید متعهد به مبانی نظری و عملی حکومت تعویض شود.البته این روال از ابتدای انقلاب اسلامی و در دولت های دیگر نیز سابقه داشته است. می توان از اخراج اساتیدی چون عبدالکریم سروش،سید جواد طباطبایی،محسن کدیور،سعید حجاریان،حسین بشیریه و دیگران بسیاری نام برد.سخن گفتن در باب اسلامی کردن دانشگاه ها با اخراج اساتید پیوند خاصی دارد که گویا قرار است دانشگاه ها ادامه ای از حوزه های علمیه باشد و به این طریق شعار پیوند حوزه و دانشگاه را محقق سازند.

آيا اين امر زمينه چيني ادامه كودتاي فرهنگي را كه از سال پيش طراحي كرده بود را دربرنميگيرد؟
ج: بله. در حقیقت همان پروژه ی کودتای فرهنگی است که از آن به عنوان انقلاب فرهنگی دوم یاد می شود.
احضاريه واحكام دانشجويان دانشگاههاي مختلف در زمان تعطيلي دانشگاهها از يكسو وآزاد كردن سه دانشجوي اميركبير كه تمامي سال گذشته سوژه حركات دانشجويي بود چه پيامي از طرف دولت دارد؟
ج:حکومت در تمام این سال ها در حال گسترش دامنه ی خطوط قرمز خود بوده است به طوری که امروز انتقاد به دولت نهم،توهین به مقدسات تلقی می شود.سه دانشجوی دانشگاه امیر کبیر به دلیل عبور از این خط قرمز های دولت نهم بازداشت و هزینه ی بسیاری را متحمل شدند. آزاد سازی این سه دانشجو، و از سوی دیگر بازداشت دانشجویان دیگر و آن هم در زمان تعطیلی دانشگاه این پیام را می رساند که دانشجوی خوب،دانشجوی بی انتقاد است.دانشجو حق اعتراض ندارد. وتمام تلاش دولت گذاشتن هزینه های سنگین بر دوش های نحیف دانشجویان است.

آياقائله دانشگاه زنجان ازطرف دانشجويان پيگيري خواهد شد واگر نه اين به مفهوم عقب نشيني نخواهد بود؟
ج: در واقعه دانشگاه زنجان، جای شاکی و متهم عوض شد. سورنا هاشمی، بهرام واحدی، پیام شکیبا،آرش راییجی و حسن جنیدی بازداشت شدند. ماموران به منزل علیرضا فیروزی دانشجوی فیزیک دانشگاه زنجان و سخنگوی انجمن اسلامی دانشگاه زنجان که روزنامه نگار هم هست رفته و منزل او را تفتیش کرده و او را احضار کرده اند.دانشجویان با آغاز سال تحصیلی جدید اعتراضات خود را از سر خواهند گرفت تا به خواسته های صنفی خود نایل شوند. هر چند که تا هم اکنون با پافشاری و هزینه ی بسیار به بعضی از خواسته های خود از جمله اخراج دکتر مددی از دانشگاه رسیده اند.

آيا جنبش دانشجويي حيطه فعاليت هاي خودرا مثل هميشه به مشكلات اجتماعي گسترش نخواهد داد؟ وبه سركوب واعدامهاي گسترده و مشكلات عديده وبحرانهاي اقتصادي اعتراضي نخواهد كرد ؟ چون اين كمبود خيلي در صحنه سياسي احساس ميشود
ج:دانشجویان تا کنون نیز به این گونه موارد اعتراض کرده اند.اما همانطور که گفتم نمی توان انتظار داشت که اقدام به تمامی اینگونه اعتراضات را دانشجویان بر عهده بگیرند. این مسئولیت ها به عهده احزاب مستقل،رسانه های ارتباط جمعی،سندیکا های کارگری و ... است که در ایران وجود ندارند،زیرا که دامنه های سرکوب گسترده است.
درپايان هرصحبت وهرپيامي داريد براي دوستان وخوانندگان ميتوانيد بكنيد
ج:یکی از عمده ترین وظایف دانشجویان،اعتلای سطح دانش و فرهنگ خود و به تبع آن جامعه است که باید در این موارد بسیار بیش از گذشته کوشا باشند.متاسفانه سرانه ی مطالعه کتاب در کشور ما با وجود تعداد کثیری دانشجو بسیار پایین است و این نشان از کم کاری هایی دارد که متوجه دانشجویان هم می شود. برای ساختن و آبادانی نیازمند دانشیم و دانشجویان باید مطالعه و تحقیق را در کنار اعتراضات خود،گسترش دهند.
با تشکر از وقتی که در اختیار بنده قرار دادید.برای شما آرزوی موفقیت دارم.
بهزاد مهرانی
خبرگزاري (INA) –آژانس ايران خبر

+++ توضیح ضروری: دوست یا دشمن کم خردی برایم یک کامنت خصوصی گذاشته اند و فرموده اند که من که دانشجو نیستم چه به نظر دادن در مورد جنبش دانشجویی. باید به ایشان بگویم که برای سخن گفتن از جنبش دانشجویی نباید لزوما دانشجو بود همانطور که برای سخن گفتن از جنبش زنان نباید لزوما زن بود و در مورد جنبش کارگری نباید کارگر بود و برای دفاع از حقوق بهاییان نباید بهایی بود و برای  دفاع از حقوق همجنس گرا ها نباید حتما همجنس گرا بود و قس علی هذا.باید برای نظر دادن در این موارد به حقوق بشر باور داشت و در ضمن کنکاش و جست و جو کرد و مطالعه کرد و در ضمن انسان هم بود به معنای واقعی .

هر زمان می گفتم از درد درون / اهد قومی انهم لایعلمون

Balatarin + نوشته شده در  2008/8/31ساعت 1:20  توسط بهزاد مهرانی  | 

 

علیرضا ثقفی خراسانی

از نو جوانی می شناخنمش.در یک محله  ساکن بودیم. فردی تحصیلکرده که کار فنی انجام می داد. بارها با هم صحبت می کردیم. به سخنانم گوش می داد. آقا رضا صدایش می کردیم. اما در همه ی نوجوانی ندانستم که او عضو کانون نویسندگان است. صاحب تالیفاتی است و ترجمه هم می کند. از بس که این مرد فروتن و خاکی است.چند سال پیش، شاید دو یا سه سال پیش بود که فهمیدم. عکسی از او در مجله ی نقد نو دیدم اما مطلبش را نیافتم. آخر او را به اسم رضا خراسانی می شناختم. به ایشان گفتم عکس شما را در مجله نقد نو دیدم اما مطلبی از شما نبود.گفت: چرا بود. بعدها دانستم که این آقای علیرضا ثقفی ،همان رضا خراسانی ِ خودمان است. چقدر خجالت کشیدم که در این همه مدت من بیشتر گفتم و او بیشتر شنید. بلی او همان علیرضا ثقفی خراسانی خودمان است. بعد ها چند بار در کارگاهش یکدیگر را دیدیم. من لیبرال و او چپ.من از لحاظ تئوریک با چپ اندیشی خیلی مشکل دارم. اما  با همه ی این توصیفات آقا رضا را دوست دارم. همانگونه که می اندیشد و می گوید،زندگی می کند. در کارگاهش پر از کتاب است. بسیار آرام و معتدل سخن می گوید.  کتابی را که تازه ترجمه کرده بود به من هدیه می دهد." سلطه یا بقا ( طرح سلطه ی آمریکایی) نوشته ی نوام چامسکی ترجمه ی علیرضا ثقفی خراسانی". شنیده ام که در دهه ی شصت هم زندان بوده است اما هیچ گاه از آن روزها چیزی از زبان خودش نشنیدم. هر از گاهی با هم در تماس بودیم و یا بر مزار شاملو و پویند ه و مختاری در امامزاده طاهر یکدیگر را می دیدیم.

این نازنین امروز زندانی است. بند 209. نمی دانم چرا. اما گویا چندان به چرا نیاز ندارد. همینکه اهل اندیشه است کفایت می کند. مدتی ایشان سردبیر ماهنامه راه آینده بود، مجله ای که به دلیل فشارها چندان نپایید.

آقا رضای ما زندانی است. او مرا به یاد نوجوانی ام می اندازد. تازه کتاب خوان شده بودم. شریعتی می خواندم و بهرنگی و عزیز نسین و درویشیان و ... . پدرم همیشه از او به نیکی یاد می کند. جالب است که او هم که از قدیم ترها می شناختش، نمی دانست که این مرد نویسنده است و عضو کانون نویسندگان. عجب روزگاریست. از آن روزها  حدود بیست سال می گذرد. زمان بیست سال به جلو رفته است. جهان متمدن با سرعتی شگرف به پیش می رود اما چرا زمان ِ ما در جا می زند؟ چرا همه اش تکرار است؟ چرا هنوز اندیشه را زندان منتظر است؟ نمی دانم. یاد دوران نوجوانی ام افتادم. روزگاری که فقر و فلاکت همه ی ندگی ام را پر کرده بود اما با همه ی این نداری ها، چیزی که همیشه در خانه امان به وفور یافت می شد کتاب بود. آخر همسایه مان رضا خراسانی بود. مردی اهل اندیشه،فروتن و دوست داشتنی. هر چند امروز از اندیشه هایش بسیار دورم. اما این مهم نیست. مهم این است که می اندیشیم پس هستیم. هر چند زندان و داغ و درفش پیامد این اندیشیدن است.راستی چه زود گذشت.نوجوانی را می گویم. تا بستان 67 که چه غم انگیز بود.هر چند دوران کودکی و نوجوانی را می گذراندم اما غمگین بودم....

امیدوارم هر چه زودتر آقا رضای نازنین ِ ما آزاد شود.

در تماسی که پس از نوشتن این مطلب با منزل ایشان داشتم با خبر شدم که خوشبختانه آقای ثقفی آزاد شده اند و این امر خوشحال کننده است.

* * *

اندوه هزار ساله دارم در دل

ای کاش نبیندم غم دیگر دل

من پیرترم هزار سالی امروز

با داغ هزار ها جوانم بر دل

اسماعیل خویی

Balatarin + نوشته شده در  2008/8/30ساعت 2:36  توسط بهزاد مهرانی  | 

 

می گویند قدرت،فساد می آورد. از این رو است که حاکمیت هایی،قبل از وصال ِ به صندلی قدرت،سخن از بخشش و شفقت و عدالت می گویند و زمانی که شاهد قدرت را در آغوش کشیدند،یکسر همه ی وعده ها را از یاد می برند و بر طبل انتقام می کوبند. کسانی که تا دیروز و در قالب عدالت خواهی، قدرتمندان را به شفقت بر خلق دعوت می کردند،امروز و در کسوت ِ قدرت ، جز مشقت برای خلایق ارمغانی به بار ندارند. عدالت برایشان  نا مفهوم است و ثروت  مردم بر باد می دهند و برای خویشتن سیم و غله می اندوزند.

لحظه ای به این سخنان بیاندیشید.

آن که امروز بی قدرت است و در پوشش یک فعال حقوق بشر، در بی عدالتی ها و نا مردمی های اهالی ِ قدرت طعن می زند و آنگاه با خدعه و تزویر و به بهانه ی امداد یک بی پناه ِ در حال اعدام،دام می گسترد، اگر به سفره ی رنگین قدرت اتصال یابد چه خواهد کرد؟ آن که امروز با در دست داشتن ِ چند عکس از فعالین سیاسی و حقوق بشر، می خواهد برای خود اعتبار کسب کند و از سویی آنها را اجیر و گوش به  فرمان خود سازد و از این ابزار پوسیده و شیوه های نخ نما شده طرفی بر بندد، اگر فردا روزی – که آن روز مباد – به بالش قدرت و مکنت تکیه زند، از سرکوب و هتک حرمت آدمیان امتناع خواهد کرد؟

آن کس که امروز دستی در قدرت ندارد و اینچنین به اخلاق انسانی بی اعتناست فردای قدرتمندی اش – که آن روز مباد – از زشتی و کژ خویی دوری خواهد کرد؟

آن که امروز در بی قدرتی اش اینچنین بی پروا از اصول اخلاقی عدول می کند، فردای قدرتش ...؟ آن روز و روزگاران مباد!

معشوق عدالت و آزادی را ، از دستان چنین لیلی نمایانی که مظاهری از بی التفاتی ِ به اخلاق هستند دور باد!

سخن من،دفاع از همه ی آزادی خواهان و فعالان حقوق بشر است که بدون هیچ چشمداشتی در راه اعتلای کرامت انسانی تلاش می کنند  و عده اشان نیز بسیار است.

 

Balatarin + نوشته شده در  2008/8/29ساعت 5:32  توسط بهزاد مهرانی  | 

 قسمت اول:

حرف درویشان بدزدد مرد دون

تا بخواند بر سلیمی زان فسون

گزارشگران نقض حقوق بشر در جهان را فعالان و یا کوشندگان حقوق بشر گویند.اینان کسانی هستند که دل و جان در گرو اعتلای کرامت انسان دارند و هر گونه تخفیف و توهین به ساحت ارزش های والای انسانی را بر نمی تابند. این نقض حقوق بشر در هر کجای این عالم که باشد در نزد ایشان امری نکوهیده است و دل ها و عقول گزارشگران حقوق بشر را می آزارد.

اما در این میان هستند کسانی که حقوق بشر و دفاع از آن را لقلقه ی زبان خود ساخته اند و در عمل، فرسنگ ها از آن چه می گویند فاصله دارند.اینان پیام آوران کذابی هستند که " شیر پشمین از برای کد کنند". کسانی که سقف معیشت ِ خود را بر ستون های وقاحت نهاده اند و به اسم احیای ارزش های انسانی و پاسداشت کرامت آدمی ، از نام قربانیان نقض حقوق بشر، نان  می خورند. سفره ی چرکین خود را همه جا می گسترند و از خون ِ دل و " نان پاره ی بی قاتق ِ سفره ی بی برکت ِ فعالان راستین و صادق حقوق بشر، طعمه بر می دارند تا بار کج ِ خود را به مقصد بیدر کجای خویش برسانند.

کوشندگان ِ دروغینی که خود را  لیلی  گونه وقف مجنون کرامت والای انسانی وانمود می کنند و خود را  مظاهری  از اعتلای حقوق بشر می پندارند. و در این میان تنها زیرکی و هوشمندی ِ کوشندگان با شرافت حقوق بشر است که می تواند آنان را از این دام های مخوف بر کنار بدارد. باید از زبان مولانا به فعالان با دغدغه ی حقوق  بشر ندا در داد که:

ای بسی ابلیس ادم رو که هست

پس به هر دستی نشاید داد دست

با همه ی این نهیب ها و زنهار ها هستند کسانی که صید این سایه ها می شوند و چندان در پی ایشان می دوند تا رمق از دست دهند. فعالان دروغین حقوق بشر سایه هایی از آن مرغ های آسمانی ِ پاسدار ِ شرافت انسانی هستند که تنها ساده دلانی افسون این سایه ها می شوند. فعالان ِ شریف این عرصه را وظیفه آن است که دیگرانی را که در صداقتشان شکی نیست و در دام گرفتار آمده اند ،آگاه سازند و از خطر ها برهانند. این وظیفه ی خطیر اهل ِ معرفت است.

مرغ بر  بالا  پران  و سایه اش

می دود بر خاک پران مرغ وش

ابلهی  صیاد  آن  سایه     شود

می دود چندان که بی مایه شود

بی خبر کان عکس آن مرغ هواست

بی خبر که اصل آن سایه  کجاست   (مثنوی دفتر اول)

 ادامه دارد...

Balatarin + نوشته شده در  2008/8/26ساعت 14:42  توسط بهزاد مهرانی  |